قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / کتاب / کتاب های پرفروش در زمستان ۹۵
کتاب
کتاب

کتاب های پرفروش در زمستان ۹۵

امروز قصد داریم برخی از کتاب های پرفروش رمان های چاپ شده امسال در بازار اینترنتی کاروژ را به شما معرفی کنیم. برخی از رمان های معروف مانند کتای دختری در قطار، کتاب ملت عشق، کتاب دختری که رهایش کردی و کتاب پاییز فصل آخر سال است، در این میان از جمله رمان هایی هستند که برای مدت طولانی در فهرست پرمخاطب ترین رمان های امسال قرار داشته اند.

کتاب های پرفروش کاروژ در زمستان ۹۵

کتاب های پرفروش : کتاب پاییز فصل اخر سال نیست

  • پاییز فصل آخر سال است  نوبت چاپ ۱۰

    این‌ همه آدم در دنیا دارند نباتی زندگی می‌کنند. بیدار می‌شوند و می‌خورند و می‌دوند و می‌خوابند. همین. مگر به کجای دنیا برخورده؟ بابا گفت جوری زندگی کن که بعد از تو آدم‌ها تو را یادشان بیاید. تئاتر نونهالان گیلان اول شده بودم. بابا ماشین آقاجان را گرفته بود و من را آورده بود خانه. لباس شیطان را از تنم درنیاورده بودم هنوز. شنل و شاخ و دمی که مامان درست کرده بود نمی‌گذاشت درست راه بروم. بابا برایم یک عروسک جایزه خریده بود. کله‌ی عروسک را کنده بودم. داشتم چشمش را از گردنش می‌آوردم بیرون. می‌خواستم بفهمم چرا وقتی می‌خوابانمش چشم‌هایش بسته می‌شود. بابا عروسک را گرفت و گذاشت کنار. من را نشاند روبه‌روی خودش. گفت من کسی نشدم، اما تو و رامین باید بشوید. یادت می‌ماند؟ گفتم آره بابا، یادم می‌ماند. فردایش رفت و دیگر نیامد. چی از بابا به من رسید غیر از این حرف و چشم‌های سبزش؟ نیامد که ببیند حرفش زندگی من را خراب کرده. خودش کسی نشد، من چرا باید می‌شدم؟ لینک خرید

 

 

 

  • کتاب دختری که رهایش کردی نوبت چاپ ۱۵

    می‌ دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت می‌ سپری؟ یه جورایی بهت خوشامد می‌ گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می‌ اومد. به زودی می‌ تونستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم می‌ رسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگز اون‌ قدری بی‌ رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه. لینک خرید

 

 

 

 

 

  • کتاب ملت عشق

    کتاب ملت عشق روایتگر زندگی عادی زنی در غرب است که به اندیشه های فلسفی شرق علاقمند می شود. «اللا روبینشتاین» چهل ساله، طی بیست سال زندگی زناشویی‌ اش هیچ‌چیز جز زندگی روزمره را تجربه نکرده است. تنها دلیل و عاملی که سمت و سوی زندگی‌اش را تعیین می‌کند خانه و آسایش خانواده‌اش است.
    تا اینکه بعد از بیست سال زندگی مشترک یک روز صبح تصمیم می‌گیرد خود را از بند این زندگی آزاد کند و سفری بی‌بازگشت را آغاز می‌کند. شاید عشق تنها دلیلی است که «اللا» را از زندگی آرام و تکراری اش جدا کرده و در مسیری پر تلاطم قرار می‌دهد.

    خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌ هایی شناختم، قصه‌ هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفش‌ های آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی… مولانا خودش را «خاموش» می‌ نامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیده‌ای که شاعری، آن هم شاعری که آوازه‌اش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی‌ اش، چیستی‌ اش، حتی هوایی که تنفس می‌ کند چیزی نیست جز کلمه‌ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پر معنا گذاشته چطور می‌ شود که خودش را «خاموش» بنامد؟ کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد. سال‌هاست به هر جا پا گذاشته‌ام آن صدا را شنیده‌ام. هر انسانی را جواهری پنهان و امانت پروردگار دانسته‌ام و به گفته‌هایش گوش سپرده‌ام. شنیدن را دوست دارم؛ جمله‌ها و کلمه‌ها و حرف‌ها را… اما چیزی که وادارم کرد این کتاب را بنویسم سکوت محض بود. اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تأکید می‌کنند که این اثرِ جاودان با حرف «ب» شروع شده است. نخستین کلمه‌اش «بشنو!» است. یعنی می‌گویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع می‌کند؟ راستی، خاموشی را می‌شود شنید؟ همة بخش‌های این رمان نیز با همان حرف بی‌صدا شروع می‌شود. نپرس «چرا؟» خواهش می‌کنم. جوابش را تو پیدا کن و برای خودت نگه دار. چون در این راه‌ها چنان حقیقت‌هایی هست که حتی هنگام روایتشان هم باید به مثابه راز بمانند. لینک خرید 


  • کتاب دختری در قطار

    به نظر می رسد زن ها بیش از همیشه در دنیای داستان وارد قلمروهای جاسوسی و پلیسی شده و درصدد نقش آفرینی در این عرصه اند. نام خانم پائولا هاوکینز – نویسنده این رمان – در سال ۲۰۱۵ بر سر زبان ها افتاد؛ جایی که با نوشتن رمانی مهیج و با روایت های مختلف داستانی، توانست هم مشتاقان آثار پلیسی و جنایی را اقناع کند و هم خوانندگانی که سوژه های خانوادگی و ازدواج محور را دنبال می کنند. «دختری در قطار» با روایتی مدرن، سراغ موضوعی کلاسیک می‌رود تا این‌بار، وحشت و خون را از میان درد و ترومای زنانه بیرون بکشد. ریچل که زنی دائم‌الخمر است برای خودش ارزشی قائل نیست؛ از نظر او زنان فقط از دو وجه قابل‌توجه‌اند: وضعیت ظاهری‌ و نقش مادری‌شان. پس با این حساب، او که ظاهری معمولی دارد و نازاست، نمی‌تواند مورد‌ توجه مردی واقع شود؛ موهبتی که احتمالاً از نظر او، زن‌های دیگر قصه ـ آنا و مگان ـ از آن بهره‌مندند. ریچل در عالم مستی سیر می کند و گاه قادر به تفکیک و تشخیص حوادث واقعی از دنیای ذهنی اش نیست و این مساله شخصیت او را پیچیده تر می کند. لینک خرید 

 

کتاب طریقت عشق

به یاد دارم سال‌ ها قبل شور نوشتن زمانی در دلم افتاد.شریعت عشق. اما جسارت نوشتنش را در خود نیافتم. زبانم لال و نوک قلبم كور شد. در پی خوردن ۴۰ تنور نان رفتم. دنیا را گشتم، انسان‌ ها را شناختم، حكایت‌ هایی شنیدم. بسیار بهار بر من گذشت نانی در تنورها نماند و من هنوز در عشق چون كودكی بی‌تجربه بودم. لینک خرید

  • کتاب آدم های سمی نوبت چاپ ۴
  • آیا می‌ توانید یکی از این ‌گونه افراد سمی را در اطرافتان شناسایی کنید: افراد سوء استفاده‌ کننده و فرصت طلب افراد سلطه‌ جو افراد فضول افراد ازخود راضی و همه چیزدان خود شیفته‌ هایی که فقط به خود اهمیت می ‌دهند یخچال‌ های عاطفی افراد دروغگو و زبان باز دکتر گلاس نه تنها به شما کمک می ‌کند افراد سمی را در اطرافتان شناسایی کنید بلکه همچنین در این کتاب ده شگرد عملی را نیز به شما می ‌آموزد تا بتوانید به نحوی موفقیت ‌آمیز بر مشکلاتتان با این افراد غلبه کنید و به تاثیر افراد سمی در زندگیتان پایان بخشید. لینک خرید

 

 

 

 

 

  • کتاب زنی با موهای قرمز

    جِم پسری جوان و سودایی است که دست تقدیر او را به روستایی در اطراف استانبول می‌ کشاند. او آنجا درگیر ماجرایی عاشقانه می‌ شود که زندگی‌ اش را برای همیشه تغییر می‌ دهد. هم‌ زمان داستان‌ های جذاب دیگری هم روایت می‌ شوند: بار دیگر، رستم و سهراب شاهنامه‌ فردوسی به نبرد هم می‌ روند و اودیپ پدرش را می‌ کُشد. پاموک در این رمانِ جسورانه و خلاقانه‌ اش افسانه‌ ها و اسطوره‌ ها را با واقعیت پیوند می‌ زند و ماجرایی تودرتو و جذاب با پایانی غافلگیرکننده و فراموش‌ ناشدنی می‌ آفریند. وقتی صاحب خانه‌ مسن و دنیا دیده متوجه شد مدتی است تقویم را نگاه می‌ کنم آمد کنارم. از او پرسیدم این نقاشی چیست. گفت صحنه‌ ای از شاهنامه است که در آن رستم پس از کشتن سهراب او را در آغوش گرفته. در نگاهش غروری بود که می‌ گفت «چه‌ طور نمی‌ دانید؟» فکر کردم ایرانی‌ ها مثل ما ترک‌ ها نیستند که به خاطر گرایش به غرب شاعران و افسانه‌ های قدیمی‌ شان را فراموش کرده باشند. به خصوص شاعرانشان را فراموش نمی‌ کنند. صاحب‌ خانه با غرور بیش تری گفت: «اگر برایتان جالب است فردا شما را ببرند کاخ گلستان. این نقاشی هم از آنجاست. نسخه‌ های دست‌ نویس مصور و کتاب‌ های قدیمی زیادی آنجا هست.» در آخرین عصر اقامتم در تهران مراد مرا به کاخ گلستان برد. باغی بزرگ و کاخی کوچک در بین درختان دیدم که مرا به یاد کاخ ایهلامور که نزدیک داروخانه‌ پدرم بود انداخت. لینک خرید 

 

 

 

  • کتاب جایی که عاشق بودیم

    عوامل حواس‌ پرتی زیاد است. سعی می‌ کنم فرای سر‌ و‌ صدا با رایان صحبت کنم، ولی او بیش‌ تر حواسش به من است. موفق شده‌ ام هفده سال و هشت ماه و دو هفته و یک روز را بدون این‌که پسری بتواند زیادی به من نزدیک شود بگذرانم. به او می‌ گویم که عاشق دیدن منظره‌ ام و بعد در را با هل باز می‌ کنم و بیرون می‌ ایستم. ما با ماشین‌ ها و فرای آن‌ ها، مزارع ذرت احاطه شده‌ ایم. هیچ منظره‌ ای به‌ جز این‌ ها نیست. سرم را عقب می‌ برم و ناگهان مجذوب ستاره‌ ها می‌ شوم. رایان دستپاچه پشت سرم می‌ آید و من تظاهر می‌ کنم که صور فلکی را می‌ شناسم. به آن‌ ها اشاره می‌ کنم و درباره‌ هر کدام داستانی می‌ سازم. فکر می‌ کنم که فینچ حالا دارد چه‌ کار می‌ کند. شاید دارد در جایی گیتار می‌ نوازد. شاید با یک دختر است. من یک گشت‌ و‌ گذار و اگر بخواهیم صادق باشیم، خیلی بیش‌ تر از آن به او بدهکارم. نمی‌ خواهم فکر کند امروز او را به‌خاطر مثلا دوستانم دست‌ به‌ سر کرده‌ ام. تصمیم می‌ گیرم همین که به خانه رسیدم درباره‌ محل بعدی‌ مان تحقیق کنم. (اصول تحقیق: جذبه‌ های غیرمعمول ایندیانا، هر چیزی‌ که معمول نباشد در ایندیانا، ایندیانای خاص، ایندیانای عجیب.) باید یک کپی از نقشه هم داشته باشم تا مطمئن شوم چیزی را تکرار نمی‌ کنم. رایان دستش را دورم می‌ اندازد. به گذشته می‌ روم و به جای ایمپالا این جیپ برادر رایان است و به جای رومر و آماندا، الی کراس و النور هستند. ما در همین سینمای فضای باز هستیم و نسخه‌ ای از جان سخت را می‌ بینیم. لینک خرید 

 


  • کتاب مردی به نام اووه:

    داستان مردی است که از عالم و آدم طلبکار است و فکر می کند هیچ چیز سر جایش نیست، و شاید تا حدی هم حق دارد. او در ۵۹ سالگی به تازگی همسرش سونیا را از دست داده و از کار بیکار شده است. زندگی اووه جایی دگرگون می شود که می فهمد با خانواده ای ایرانی-سوئدی همسایه شده و پروانه، مادر ایرانی خانواده، با حضورش در همسایگی این مرد سنتی سوئدی دنیایش را آرام آرام تغییر می دهد. لینک خرید

این را هم بخوان :  کتاب استعمار زدایی از روش

مطلب پیشنهادی

رمان معمایی و پلیسی،فروپاشی

برخی از دوستان در قسمت نظرات وبلاگ درخواست معرفی رمان پلیسی کرده بودند که خواسته …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *