قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / کتاب / نگاهی به کتاب قهوه سرد آقای نویسنده رمانی پرفروش از یک نویسنده ایرانی

نگاهی به کتاب قهوه سرد آقای نویسنده رمانی پرفروش از یک نویسنده ایرانی

کتاب قهوه‌ی سرد آقای نویسنده یک رمان ایرانی است که در مدت زمان تقریبا یک ماهه به چندیدن چاپ متوالی رسیده است. ژانر این کتاب، معمایی – هیجانی است، این کتاب ماجرای یک نویسنده به نام آرمان روزبه و یک دختر روزنامه نگار است. کتاب با یک خاطره از دروان کودکی آرمان شروع می شود. خاطره ای که در ادامه اساس اتفاقات بعدی کتاب است.

ماجرا از این قرار است که آرمان در کودکی عاشق دختری می شود که ۱۵ سال از خودش بزرگتر است و برای تمرین پیانو به خانه پیرزن همسایه می آید. آرمان که عاشق رفت و آمد این دختر برای یادگیری پیانو است اما پیرزنی که به این دختر پیانو آموزش می دهد یک آهنگ بیشتر نمی داند و بنابراین آرمان تصمیم می گیرد نت های موسیقی آن ها را دست کاری کند تا آموزش پیانو مدت زمان بیشتری طول بکشد.

۲۰ سال بعد آرمان به یک کنسرت می رود. کنسرت عشق دوران کودکی اش و اتفاقا در همان کنسرت دختر آهنگی را که آرمان در کودکی دستکاری کرده را می نوازد و اسم آن را هم “وقتی پسر بچه عاشق می‌شود” گذاشته است. آرمان از این اتفاق بسیار لذت می برد و می خواهد خودش را معرفی کند، می خواهد اعتراف کند که این آهنگ نتیجه شیطنت خودش بوده، اما…

نویسنده

کارنامه روزبه معین در حوزه نشر، کارنامه مفصلی نیست (تنها یک کتاب یا بهتر بگوییم یک نمایشنامه پیش از این در کارنامه نویسنده است) اما ویژگی «قهوه سرد آقای نویسنده» که منجر به استقبال مردم از این کتاب شده، این است که نویسنده پیش‌تر بخش‌ های مختلف آن را به صورت سریالی و در امتداد هم، در فضای مجازی منتشر و این رویه، جمعی از مخاطبان را با خود همراه کرده است.

این را هم بخوان :  رمان مسیر سبز،استیون کینگ

معین پیش‌ از انتشار این رمان گفته بود: «…به نظرم ما باید از راه‌ های نوین برای جذب مردم به کتاب و کتاب‌ خوانی استفاده کنیم؛ به همین دلیل سعی کردم با توجه به علاقه جوانان به شبکه‌ های مجازی از این شیوه استفاده کنم و خیلی خوشحالم که این کار جواب داد، آن هم در جامعه ‌ای که مردم علاقه‌ ای به کتاب و کتابخوانی ندارند… رمان «قهوه سرد آقای نویسنده» تعداد بسیار زیادی شخصیت دارد که هر کدام از این‌ها دیدگاه متفاوتی دارند و با هم، هم‌ سو نیستند؛ به همین دلیل مخاطب با مطالعه داستان به سرعت با یکی از این شخصیت ‌ها ارتباط برقرار می‌کند و به خواندن کتاب علاقه‌ مند می‌شود…. شخصیت‌ های این کتاب، من، شما و سایر افراد جامعه هستند که حرف‌ های دل ما را می ‌زنند و این نیز دلیل دیگری است که مردم با این رمان راحت ارتباط برقرار می کنند. از طرفی داستان‌ ها ساده اما پرحرف بیان شده ‌اند و مخاطب می‌تواند برداشت ‌های متفاوتی داشته باشد.»

استقبال فوق العاده

در حالی که مراسم رونمایی از رمان «قهوه‌ی سرد آقای نویسنده» روز جمعه (یکم اردیبهشت سال ۱۳۹۶)‌ برگزار شده بود، علاقه‌مندان کتاب، سه روز بعد از این مراسم، صف‌ طولانی خرید تشکیل دادند و همراه با روزبه معین نویسنده محبوب‌شان رکورد زدند.

بنابر اعلام نشر نیماژ، دومین جشن امضای رمان «قهوه‌ی سرد آقای نویسنده» در روز چهارشنبه یعنی پنجم اردیبهشت سال ۱۳۹۶ برگزار شد، که با استقبالی بی نظیر روبرو شد و صف متقاضیان در شرایطی ایجاد شد که از ساعات ابتدایی این مراسم باران و تگرگ می‌بارید اما علاقه ‌مندان، حاضر به ترک صف نشدند.

بدون شک ایجاد صف هفت ساعته برای خرید کتاب در تهران، آن هم در شرایطی که اهل قلم از عدم استقبال مردم به کتاب سخن می‌گویند، می‌تواند اتفاق بسیار مهمی در این حوزه تلقی شود.

این را هم بخوان :  مواد غذایی مفید برای قلب

به گفته مسئولان نشر نیماژ، در این مراسم چاپ دوم و بخش قابل توجهی از چاپ سوم کتاب به فروش رفته است.

رمان «قهوه‌ی سرد آقای نویسنده» دومین اثر این نویسنده است و چاپ نخست آن در همان مراسم رونمایی به اتمام رسید، لازم به ذکر است که این کتاب جز پرفروش ترین کتب فصل تابستان قرار گرفته و تاکنون از نوبت چاپ بیست و پنجم عبور کرده.

امید است که این روند رو به رشد هم برای نویسنده این کتاب و سایر اهالی قلم اتفاق بی افتد تا شاهد افزایش دوستداران کتاب باشیم.

قسمتی از کتاب

بعضی از حسرت ها قابل دزدیدن نیستن

اولین باری که دزدی کردم هفت سالم بود، شایدم هشت سال، لقمه های همکلاسیم رو می دزدیدم، آخه خیلی خوش مزه بودن، بعد از اون دیگه دستم به دزدی عادت کرد، همه کار می کردم، جیب می زدم، کف می رفتم، دزدی از طلا فروشی که خوراکم بود، کارم به جایی رسیده بود که از پول اشباع شده بودم، ولی می دونید رفقا وقتی دستت کج بشه دیگه هیچ جوره درست نمیشه، من هم تفننی دزدی می کردم!

آخرین باری که دزدی کردم یه غروب چهارشنبه لب ساحل بود، یه کیف زنونه رو از روی شن ها کش رفتم. اما وقتی تو خونه کیف رو باز کردم خبری از پول نبود، پر بود از قلموی نقاشی، رنگ روغن، لوازم آرایش، یه عطر زنونه و یه عکس! عکس زیباترین دختری که تا حالا دیدم، با چشم هایی معصوم و لبخندی دلنشین، تموم شب رو داشتم به اون عکس نگاه می کردم، همیشه دلم می خواست یکی مثل اون داشته باشم، اما خب اون یه دختر زیبای هنرمند بود و من یه دزد!

این را هم بخوان :  کتاب باز

فردای اون روز دوباره به همون ساحل رفتم تا پیداش کنم، چند ساعت منتظر موندم ولی اون نیومد، من هم به خونه برگشتم، عطرش رو به وسایلم زدم و ساعت ها به تماشای عکسش نشستم و زندگی کردم. با خودم می گفتم کاش حداقل می تونستم آلبوم عکسش رو بدزدم…

جمعه دوباره به ساحل رفتم اما اثری ازش نبود، شنبه رو از صبح تا شب منتظر نشستم، یکشنبه ساحل های کناری رو هم گشتم، دوشنبه و سه شنبه هم خبری ازش نشد.

تا اینکه چهارشنبه نزدیک های غروب دختری رو کنار ساحل دیدم که داشت روی یه بوم نقاشی می کشید، نزدیک شدم و فهمیدم که آره، خودشه، اما نتونستم بهش چیزی بگم. به خونه برگشتم و با اون عطر و عکس زندگی کردم.

چهارشنبه هفته بعد هم باز به همون ساحل رفتم و اون رو تماشا کردم و دوباره بدون گفتن حرفی به خونه برگشتم و مثل شب های دیگه با عکسش حرف زدم، عطرش رو بو کردم و خوابیدم.

شش ماه به همین شکل سپری شد و من فقط چهارشنبه ها اون رو نگاه می کردم، چون از نه شنیدن می ترسیدم، تا اینکه وقتی تابلو نقاشیش تموم شد خودش اومد سمت من و گفت: شش ماه پیش شما کیف من رو دزدیدی و من فهمیدم، ولی واسم سواله چرا بعد از اون هر چهارشنبه اومدی اینجا بدون اینکه چیزی بدزدی.

گفتم: وقتی بچه بودم حسرت لقمه های همکلاسیم رو داشتم و اون ها رو ازشون می قاپیدم، بزرگتر که شدم هر چیزی که حسرتش رو داشتم دزدیدم، ولی بعضی از حسرت ها قابل دزدیدن نیستن، فقط باید از دور نگاه کنی و بری خونه با عکسشون زندگی کنی…

مطلب پیشنهادی

ماه عسل در پاریس

از نویسندگان مشهور در زمینه رمان های عاشقانه می توان به جوجو مویز اشاره کرد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *