قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / کتاب / سمفونی مردگان، شاهکار ایرانی

سمفونی مردگان، شاهکار ایرانی

سمفونی مردگان، اثر عباس معروفی کتابی بسیار تحسین شده و از ماندگارترین کتب کشور عزیزمان ایران است این کتاب در سال ۲۰۰۱، برنده جایزه بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ شده، این اثر در سال ۲۰۰۷ به عنوان یکی از صد رمان برتر سال بریتانیا معرفی شد. سمفونی مردگان برای نخستین بار سال ۱۳۶۸ در ایران منتشر شد. الهام یکتا در کتاب «ازل تا ابد» به درون‌کاوی و نقد رمان سمفونی مردگان پرداخته است. و همچنین هفته نامه دی ولت سوئیس در مورد این کتاب گفته است:

قبل از هر چیز باید گفت که سمفونی مردگان یک شاهکار است.

در قسمتی از پشت جلد کتاب آمده است:

سمفونی مردگان رمان بسیار ستوده شده عباس معروفی، حکایت شور بختی مردمانی است که مرگی مدام را بر دوش می کشند و در جنون ادامه می یابند، در وصف این رمان بسیار نوشته اند و بسیار خواهند نوشت.

یکی از مواردی که این کتاب را خاص می کند این می باشد که تغییر راوی داستان در این کتاب زیاد هست و از دیدهای مختلف داستان دنبال می شود که این باعث می شود خواننده برای دریافت مزمون داستان بیشتر واکاوی کند.

این کتاب، داستان یک خانواده اردبیلی است که پدر خانواده که به شدت سنتی است دوست دارد همه چیز را در سلطه و کنترل خودش داشته باشد. پدر خانواده دارای چهار فرزند با افکار و عقاید کاملا متفاوت می باشند. یوسف که فرزند ارشد خانواده است و از همه بی آزارتر و ساکت می باشد که روند داستان ماهیت او را تغییر می دهد، بعد از فرزند ارشد دو قلوهایی با نام آیدا و آیدین هستند.

آیدین که شخصیت یاغی و متفاوتی دارد و تمام تلاشش را می کند تا از محیط پیرامونش با خبر شود بسیار مهربان است و دوست دارد در کوران زندگی به مادر و خواهرش برای رسیدن به آسایش کمک کند. آیدا که مثل شعله آتش پرجنب و جوش و با نشاط است تحت فرمان و کنترل پدرش به مرور تبدیل به شمعی کوچک و خاموش می شود. اورهان که فرزند آخر است از درجه بالاتری پیش پدرش برخوردار است و دلیل این امر این است که، دنباله رو بی چون و چرای پدرش است و آخرین عضو خانه هم کسی نیست جز مادر خانواده که تمام تلاشش را انجام می دهد تا تعادل و آرامش در خانه پابرجا باشد.

این را هم بخوان :  راه ناهموار تمدن

نگاهی به کتاب

در قسمت هایی از کتاب که حضور پر رنگ برف و کلاغ اشاره می شود به یاد داستان هابیل و قابیل و مضمون برادرکشی که فضایی سرد و غم انگیزی بر داستان حاکم می کند را شاهد هستیم. نویسنده کتاب جناب آقای معروفی درباره‌ی این اثر گفته است: «من تمام عمر ادبی ‌ام را با این چشم ‌انداز طی کرده‌ام که واقعیتی بین تخیل و رویا و افسانه بسازم. برخی از تصویرهای “سمفونی مردگان” خواب‌ های من است، خوابی دیده ‌ام و آن را عینا نوشته ‌ام، اما خواننده نمی‌تواند دریابد که کدام تصویر از رمان واقعیت است، کدام تکه خواب است، و کدام بخش تخیل. بی‌مرز کردن اینها کاری است که عمرم را به پایش صرف کرده‌ام. و اینکه خواننده‌ کتابم از تصویری به تصویری دیگری قدم بگذارد بی‌آنکه خستگی مسیر را حس کند. انگار از رویایی به رویای دیگر می‌غلتد، بی‌آنکه از خواب بیدار شود. تلاشم را کرده‌ام، حالا چقدر موفق بوده‌ام، این را به خوانندگانم وا می‌گذارم.»

 

در قسمت هایی از کتاب با توجه به اینکه راوی داستان در حال تغییر است تمیز دادن آینده، گذشته و حال را دشوار می‌کند، اما در انتهای کتاب قطعات پازل کنار هم چیده شده و کل داستان تکمیل می شود و اجازه قضاوت برای شخصیت ها از خواننده گرفته می شود. در این داستان شخصیت خاکستری وجود ندارد هر چیز یا هر کسی یا در لشکر سیاهیست یا در لشکر سپیدی و پاکی. در ابتدای کتاب آیه‌ای از سوره مائده، برادرکشی هابیل و قابیل را یادآور می‌شود و در داستان می‌بینیم که یکی از برادران همواره در پی حفظ قلمروی خود و کسب قدرت است و در این راه حتی از زیر پا گذاشتن روابط خانوادگی نیز فروگذار نمی‌کند.

این را هم بخوان :  تنگسیر

از دیگر سو، آیدین را می‌بینیم که او نیز به نوعی دیگر دچار عدم تعادل شخصیتی است و گویی شخصیتی عاطفی، حساس و تیزبین دارد، به شعر و ادبیات به شدت علاقمند است و نسبت به اتفاقات پیرامونش توجه بیش‌تری نشان می‌دهد. او خواهان ایجاد تغییر در وضعیت موجود است، اما هیچ‌گاه این اتفاق نمی‌افتد. اگر بخواهیم شخصیت ‌های داستان را از بعد روان شناختی بررسی کنیم، عقده‌ هایی را در آنها خواهیم یافت که ریشه در دوران کودکی و محیط رشد آن‌ها دارد. طبق نظریات فروید و یونگ می‌توان گفت که اورهان از خود کوچک بینی و آیدین از عقده‌ی ادیپ رنج می‌برند. سفیدی برف که تمام فضای داستان را در برگرفته است، کمی «کوری سفید» کتاب کوری را به ذهن‌ ها متبادر می‌سازد و بسیاری این اثر معروفی را مشابه و شاید تقلیدی از کتاب خشم و هیاهوی فاکنر می‌دانند.

بخش هایی از متن کتاب سمفونی مردگان

آدمیزاد باید بگوید آب، و بخورد. بگوید نفس، و بکشد. وگرنه مرده است.

من نمیدانم آیا مادرش هم او را به اندازه من دوست داشت؟ آیا کسی می تواند بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می کند؟ آدم پر می شود. جوری که نخواهد به چیز دیگری فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچ گاه دچار تردید نشود.

شب ها وقتی پا در آن خانه بزرگ و سرد می گذاشت همهمه دوردست سالیان، دیوار می شد و سکوت می کرد. کاج می شد و وسط حیاط می ایستاد، در می شد و بسته می ماند.

این را هم بخوان :  دوستی صمیمانه بین زن و شوهر، خوب یا بد؟

به درخت های خشک پیاده رو خیره شد: برف شاخه ها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما می شکستشان. آدم ها هم مثل درخت ها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانه های آدم وجود داشت و سنگینی اش تا بهار دیگر حس می شد. بدیش این بود که آدم ها فقط یک بار می مردند. و همین یک بار چه فاجعه دردناکی بود.

انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک می شود. و بی کاری بدتر از تنهایی است. آدم بی کار در جمع هم تنهاست.

رفتار آیدین با دیگران تفاوت داشت. دنیا را جدی تر از آن می دانست که دیگران خیال می کنند. آن شب فکر کردم از ترس دچار این حالت شده، اما بعدها به اشتباه خود پی بردم، و دانستم که درک او آسان تر از بوییدن یک گل است، کافی بود کسی او را ببیند. و من نمی دانم آیا مادرش هم او را به اندازه من دوست داشت؟ آیا کسی می توانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می کند. آدم پر می شود. جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد، و هیچ گاه دچار تردید نشود.

مطلب پیشنهادی

ماه عسل در پاریس

از نویسندگان مشهور در زمینه رمان های عاشقانه می توان به جوجو مویز اشاره کرد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *